معنی ۱neutral · 90%
مکانی که افراد در آن مشاوره، آزمایش یا درمان پزشکی دریافت میکنند و معمولاً شب را در آن نمیمانند
مثالهای طبیعی
She visited a clinic for a routine blood test.
او برای یک آزمایش خون معمول به درمانگاه مراجعه کرد.
The clinic opens at eight on weekdays.
درمانگاه روزهای کاری ساعت هشت باز میشود.
Local clinics provide vaccinations and basic health checks.
درمانگاههای محلی واکسیناسیون و معاینات پایهٔ سلامت ارائه میدهند.
نکتهٔ کاربردی
درمانگاه معمولاً از بیمارستان کوچکتر است و اغلب در خدمات مشخصی تخصص دارد.

