لباس بلند و گشادی که روی دیگر لباسها پوشیده میشود.
مثالهای طبیعی
The actor entered wearing a dark velvet cloak.
بازیگر با شنلی از مخمل تیره وارد شد.
Her cloak fluttered behind her in the wind.
شنلش در باد پشت سر او به حرکت درآمده بود.
Visitors tried on thick woolen cloaks.
بازدیدکنندگان شنلهای ضخیم پشمی را امتحان کردند.
نکتهٔ کاربردی
cloak معمولاً آزادانه از روی شانهها آویزان میشود و با پالتوی امروزیِ قالبدار تفاوت دارد.
