clog
C1اسم/US /klɑɡ/ kläg; UK /klɑɡ/ kläg/
گرفتگی، گیر، زیادی پرکردن
JadoLearn Dictionary
معنی clog به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
گرفتگی، گیر، زیادی پرکردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
موخر، عقبی، مانع شدن
اشکالتراشی کردن، ایجاد مانع کردن، کارثکنی کردن
آبرو ریختن، شرمنده کردن، بیآبرو کردن
سربار، سنگین بار کردن
مهار کردن
پاسخگویی؛ مسئولیتپذیری
رهاسازی؛ ترک
ربایش؛ آدمربایی
ناهنجاری؛ مورد غیرطبیعی
سایش؛ خراش سطحی
غیبتگرایی؛ غیبت مکرر
جذب؛ فروگیری
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.