close
A1اسم/US /kloʊs/ klōs; UK /kloʊs/ klōs/
بستن، تنگ هم، مقارن
JadoLearn Dictionary
معنی close به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بستن، تنگ هم، مقارن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خاتمه، نتیجه گیری، انعقاد
پایان یابی، پایان دهی، ختم
پایان دادن، غایت، خاتمه یافتن
منتهی
انتها
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
وکیل مدافع، طرفدار بودن
عصر، نیمروزی، بعد از ظهر
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.