معنی ۱neutral · 87%
کسی که حتی در موقعیتهای معقول هم به خرجکردن یا پولدادن به دیگران تمایلی ندارد.
مثالهای طبیعی
My uncle is close-fisted with money.
داییام در خرجکردن پول خیلی خسیس است.
Their close-fisted landlord refused basic repairs.
صاحبخانهٔ خسیس آنها از تعمیرات ضروری خودداری کرد.
Despite his wealth, he remained remarkably close-fisted.
با وجود ثروتش، همچنان بهطرز چشمگیری خسیس ماند.
نکتهٔ کاربردی
بار معنایی منفی دارد؛ frugal یا careful with money خنثیترند و لزوماً خودخواهی را نمیرسانند.
