مادهای که با بافتن الیاف به روش تار و پودی یا حلقوی تولید میشود
مثالهای طبیعی
She bought some cloth for the curtains.
او برای پردهها مقداری پارچه خرید.
Cut a small piece of cloth.
یک تکهٔ کوچک پارچه ببر.
This cloth feels soft and strong.
این پارچه هنگام لمس، نرم و محکم به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی منظور پارچه بهعنوان جنس یا ماده است، `cloth` بهصورت اسم غیرقابلشمارش به کار میرود.

