طناب یا سیمی که لباسهای شستهشده را برای خشکشدن روی آن پهن میکنند.
مثالهای طبیعی
She hung the sheets on the clothesline.
او ملحفهها را روی بند رخت پهن کرد.
Our clothesline broke during the storm.
بند رخت ما در طوفان پاره شد.
They installed two clotheslines behind the building.
آنها پشت ساختمان دو بند رخت نصب کردند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی washing line نیز رایج است؛ clothesline در مناطق مختلف فهمیده میشود.
