معنی ۱neutral · 95%
لباسها وقتی بهصورت یک مجموعه در نظر گرفته شوند
مثالهای طبیعی
Bring warm clothing for the mountain trip.
برای سفر کوهستانی لباس گرم همراه بیاور.
This shop sells clothing for children.
این فروشگاه پوشاک کودکان میفروشد.
We donated some clothing to the charity.
ما مقداری لباس به مؤسسهٔ خیریه اهدا کردیم.
نکتهٔ کاربردی
clothing غیرقابلشمارش است؛ برای لباسهای جداگانه از items of clothing استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— لباسی که بدن را گرم نگه میدارد

