معنی ۱neutral · 90%
ساختمانی که اعضای باشگاه ورزشی یا اجتماعی برای گردهمایی و استفاده از امکانات مشترک در آن جمع میشوند.
مثالهای طبیعی
The players gathered outside the clubhouse after the match.
بازیکنان پس از مسابقه بیرون ساختمان باشگاه جمع شدند.
Our cycling club opened a clubhouse near the park.
باشگاه دوچرخهسواری ما ساختمانی نزدیک پارک افتتاح کرد.
The clubhouse has changing rooms and a small café.
ساختمان باشگاه رختکن و کافهای کوچک دارد.
نکتهٔ کاربردی
clubhouse معمولاً ساختمان مشترکی برای گردهمایی و امکانات اعضاست و لزوماً خانهٔ شخصی کسی نیست.
