دستهای از گیاهان یا اشیای مشابه که نزدیک هم روییده یا جمع شدهاند.
مثالهای طبیعی
A clump of trees stood beside the pond.
دستهای از درختان کنار برکه قرار داشت.
Several clumps of grass blocked the path.
چند دسته علفِ انبوه راه را مسدود کرده بودند.
One dense clump of reeds sheltered the birds.
تودهای متراکم از نیها پناهگاهی برای پرندگان بود.
نکتهٔ کاربردی
a clump of برای گروه فشرده به کار میرود، نه ردیف دراز یا مجموعهای گسترده.
