معنی ۱neutral · 87%
مادهای که باعث میشود ذرات معلق در مایع به هم بچسبند و توده یا لخته تشکیل دهند.
مثالهای طبیعی
The cheesemaker added a coagulant to the warm milk.
پنیرساز مادهٔ منعقدکنندهای به شیر گرم اضافه کرد.
A coagulant helps remove fine particles from dirty water.
مادهٔ منعقدکننده به حذف ذرات ریز از آب آلوده کمک میکند.
Different coagulants work best under different conditions.
مواد منعقدکنندهٔ گوناگون در شرایط مختلف بهترین عملکرد را دارند.
نکتهٔ کاربردی
در تولید مواد غذایی، تصفیهٔ فاضلاب و مباحث مرتبط با انعقاد رایج است.
