معنی ۱neutral · 90%
ائتلافی از احزاب سیاسی، سازمانها یا گروهها که برای دستیابی به هدفی مشترک تشکیل میشود
مثالهای طبیعی
Three parties formed a coalition after the election.
سه حزب پس از انتخابات ائتلافی تشکیل دادند.
A coalition of charities campaigned for housing reform.
ائتلافی از مؤسسات خیریه برای اصلاحات مسکن کارزار راه انداختند.
The party governed in coalition with its former rival.
آن حزب در ائتلاف با رقیب سابق خود حکومت کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Coalition` اغلب به اتحاد عملی میان گروههایی اشاره دارد که همچنان سازمانهای جداگانه باقی میمانند.
