از نظر بافت و لمس زبرتر شدن یا چیزی را زبرتر کردن.
مثالهای طبیعی
Harsh washing may coarsen the fabric.
شستوشوی خشن ممکن است پارچه را زبر کند.
His skin coarsened after years of outdoor work.
پوست او پس از سالها کار در فضای باز زبر شد.
Some treatments can coarsen fine hair.
بعضی روشهای درمانی ممکن است موهای نازک را زبرتر کنند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی دربارهٔ بافت فیزیکی است؛ آن را با صفت «coarse» مقایسه کنید.
