معنی ۱neutral · 90%
لایهای از ماده که سطحی را برای محافظت، تزیین یا تغییر ویژگیهای آن میپوشاند.
مثالهای طبیعی
A waterproof coating protects the wooden table.
یک روکش ضدآب از میز چوبی محافظت میکند.
The biscuits had a thin coating of chocolate.
بیسکویتها لایهٔ نازکی از شکلات داشتند.
These coatings resist scratches better than ordinary paint.
این پوششها در برابر خراش مقاومتر از رنگ معمولی هستند.
نکتهٔ کاربردی
coating نام لایهٔ پوششدهنده است؛ در بافت دستوری دیگر ممکن است به خود عمل پوشاندن اشاره کند.
