سنگی نسبتاً گرد که بهویژه همراه سنگهای دیگر برای سنگفرش کردن خیابان یا مسیر استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
The cobbles glistened after the evening rain.
سنگهای سنگفرش پس از باران عصر برق میزدند.
A loose cobble caught beneath my bicycle wheel.
سنگ لقِ سنگفرش زیر چرخ دوچرخهام گیر کرد.
Workers lifted the oldest cobble from the pavement.
کارگران قدیمیترین سنگِ سنگفرش را از کف پیادهرو بیرون آوردند.
نکتهٔ کاربردی
جمع cobbles اغلب به سنگهایی گفته میشود که روی یک کوچه یا مسیر قدیمی را پوشاندهاند.
