معنی ۱neutral · 85%
سنگی گرد که همراه سنگهای دیگر برای پوشاندن سطح جاده یا مسیر به کار میرود.
مثالهای طبیعی
The old street was paved with cobblestones.
خیابان قدیمی با سنگهای قلوهای سنگفرش شده بود.
One cobblestone had come loose near the crossing.
یک قطعه سنگفرش نزدیک گذرگاه لق شده بود.
Watch your step on these wet cobblestones.
روی این سنگفرشهای خیس مراقب قدمهایت باش.
نکتهٔ کاربردی
وقتی از کل یک سطح سنگفرششده صحبت میکنیم، cobblestones معمولاً بهصورت جمع میآید.
