معنی ۱neutral · 85%
مادهٔ مخدر محرک و قویای که از برگ گیاه کوکا به دست میآید و میتواند اعتیادآور باشد.
مثالهای طبیعی
Cocaine can damage the heart and cause dependence.
کوکائین میتواند به قلب آسیب برساند و وابستگی ایجاد کند.
Officials seized cocaine at the airport.
مأموران در فرودگاه کوکائین کشف و ضبط کردند.
Selling cocaine is illegal in many countries.
فروش کوکائین در بسیاری از کشورها غیرقانونی است.
نکتهٔ کاربردی
cocaine نام یک ماده است و معمولاً با حرف تعریف مفرد a/an نمیآید.
