معنی ۱neutral · 89%
استخوان کوچکِ پایینترین بخشِ ستون مهرههای انسان.
مثالهای طبیعی
She bruised her coccyx during the fall.
او هنگام زمینخوردن دچار کوفتگیِ دنبالچه شد.
The coccyx lies below the sacrum.
دنبالچه زیر استخوان خاجی قرار دارد.
Pressure on his coccyx made sitting uncomfortable.
فشار روی دنبالچهاش نشستن را برای او ناراحتکننده کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
در گفتار روزمره tailbone رایجتر است؛ coccyges در کالبدشناسی و coccyxes در انگلیسی عمومی هم بهعنوان جمع به کار میروند.
