معنی ۱neutral · 85%
پرندهٔ نر بالغ، بهویژه مرغ خانگیِ نر.
مثالهای طبیعی
A cock crowed loudly before sunrise.
پیش از طلوع خورشید خروسی با صدای بلند بانگ زد.
The farmer kept two cocks in separate pens.
کشاورز دو خروس را در آغلهای جداگانه نگه میداشت.
The red-feathered cock guarded the hens.
خروسِ پرقرمز از مرغها محافظت میکرد.
نکتهٔ کاربردی
بهویژه در انگلیسی آمریکای شمالی، rooster برای خروس رایجتر است. cock معنای عامیانهٔ رکیک هم دارد؛ در انتخاب واژه دقت کنید.
