معنی ۱neutral · 85%
محفظهای که خلبان یا راننده در آن مینشیند و وسیلهٔ نقلیه را هدایت میکند.
مثالهای طبیعی
The pilots checked the instruments in the cockpit.
خلبانان در کابین خلبان دستگاههای اندازهگیری را بررسی کردند.
The racing car has a narrow cockpit.
خودروی مسابقهای کابین رانندهٔ باریکی دارد.
Passengers cannot enter the cockpit during the flight.
مسافران اجازه ندارند هنگام پرواز وارد کابین خلبان شوند.
نکتهٔ کاربردی
cockpit را برای جایگاه خلبان به کار ببرید، نه محل نشستن مسافران.
