معنی ۱neutral · 95%
مجموعهای از اعداد، حروف یا نمادها برای شناسایی یا دادن دسترسی
مثالهای طبیعی
Enter the code to unlock your phone.
برای باز کردن قفل گوشی، کد را وارد کن.
I know the code for the front door.
من کد درِ ورودی را میدانم.
The website sent two security codes by email.
وبسایت دو کد امنیتی از طریق ایمیل فرستاد.
نکتهٔ کاربردی
از code برای اعداد یا نمادهایی استفاده کن که برای باز کردن قفل، ورود یا شناسایی لازم هستند.
ترکیبهای رایج
— کدی برای تأیید هویت یا دادن دسترسی

