قانونها، قواعد یا رویههای جاافتاده را به شکلی روشن و نظاممند تدوین و مکتوبکردن.
مثالهای طبیعی
The government plans to codify the new standards.
دولت قصد دارد استانداردهای جدید را مدون کند.
The committee codified informal procedures in a handbook.
کمیته رویههای غیررسمی را در یک راهنما مدون کرد.
Experts are codifying ethical requirements for artificial intelligence.
کارشناسان مشغول تدوین نظاممند الزامات اخلاقیِ هوش مصنوعی هستند.
نکتهٔ کاربردی
codify چیزی فراتر از اشاره به یک قانون است؛ اصول موجود یا پیشنهادی را آشکار و نظاممند میکند.
