استفاده از زور، تهدید یا فشار برای واداشتن کسی به کاری برخلاف میلش.
مثالهای طبیعی
The defense argued that her confession involved coercion.
وکیل مدافع استدلال کرد که در گرفتن اعتراف از او اجبار به کار رفته بود.
Employees described intimidation and coercion during the dispute.
کارکنان از تهدید و اجبار در جریان اختلاف سخن گفتند.
Consent obtained through coercion is not freely given.
رضایتی که با اجبار به دست آمده باشد، آزادانه داده نشده است.
نکتهٔ کاربردی
persuasion با دلیلآوردن متقاعد میکند، اما coercion با تهدید، زور یا فشار شدید اختیار آزاد را سلب میکند.
