در یک زمان و در کنار شخص یا چیز دیگری وجود داشتن یا زندگی کردن.
مثالهای طبیعی
People from different cultures can coexist peacefully.
آدمهایی از فرهنگهای مختلف میتوانند در صلح در کنار هم زندگی کنند.
Old tools coexist with new technology here.
اینجا ابزارهای قدیمی در کنار فناوری جدید به کار میروند.
The two species have coexisted for centuries.
این دو گونه قرنها در کنار هم زیستهاند.
نکتهٔ کاربردی
coexist مفعول مستقیم نمیگیرد؛ باید بگویید coexist with something.
