معنی ۱neutral · 85%
ظرفی دستهدار و معمولاً لولهدار که برای تهیه یا سرو قهوه استفاده میشود.
مثالهای طبیعی
Please put the coffeepot on the table.
لطفاً قوری قهوه را روی میز بگذار.
Our old coffeepot has a broken handle.
دستهٔ قوری قهوهٔ قدیمیمان شکسته است.
The hotel keeps extra coffeepots for large groups.
هتل برای گروههای بزرگ چند قوری قهوهٔ اضافه نگه میدارد.
نکتهٔ کاربردی
Coffeepot معمولاً به ظرف اشاره دارد؛ coffee maker بیشتر دستگاهی است که قهوه را دم میکند.
