ویژگی قانعکنندهبودنِ استدلال، به دلیل روشنی و استحکام منطقی آن.
مثالهای طبیعی
The cogency of her argument won over the committee.
استحکام استدلال او اعضای کمیته را قانع کرد.
Reviewers praised the report’s cogency despite its brevity.
منتقدان با وجود کوتاهیِ گزارش، از استحکام منطقی آن تمجید کردند.
For all its detail, the explanation lacked cogency.
آن توضیح با وجود تمام جزئیاتش، قدرت اقناع لازم را نداشت.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً ویژگیای غیرقابلشمارش است، نه یک چیز مستقل که بتوان آن را شمرد.
