معنی ۱neutral · 85%
نوعی برندی مرغوب که بهطور سنتی در منطقهٔ کنیاک فرانسه تهیه میشود.
مثالهای طبیعی
He ordered a cognac after dinner.
او بعد از شام یک گیلاس کنیاک سفارش داد.
The sauce contains a little cognac.
این سس کمی کنیاک دارد.
Two cognacs stood on the tray.
دو گیلاس کنیاک روی سینی قرار داشت.
نکتهٔ کاربردی
cognac بهعنوان نام نوشیدنی غیرقابلشمارش است؛ اما a cognac میتواند به یک وعدهٔ سروشده اشاره کند.
ترکیبهای رایج
— یک گیلاس از نوشیدنی کنیاک
