معنی ۱neutral · 90%
فرایندهای ذهنیِ دریافت، فهم، یادآوری و بهکارگیری اطلاعات.
مثالهای طبیعی
Cognition includes memory, attention, and reasoning.
شناخت شامل حافظه، توجه و استدلال است.
Researchers examined changes in cognition among older adults.
پژوهشگران تغییرات شناختیِ بزرگسالان سالمند را بررسی کردند.
Sleep affects cognition and classroom performance.
خواب بر فرایندهای شناختی و عملکرد در کلاس اثر میگذارد.
نکتهٔ کاربردی
cognition به فرایندهای دانستن و فکرکردن اشاره دارد، نه فقط هوش.
