یکی از دو یا چند نفری که حق دارند از شخصی واحد مال یا پول به ارث ببرند.
مثالهای طبیعی
Maya became a coheir to her grandfather’s estate.
مایا یکی از وارثانِ اموال پدربزرگش شد.
As coheirs, the sisters agreed to sell the farmhouse.
دو خواهر که وارث مشترک بودند، توافق کردند خانهٔ روستایی را بفروشند.
One coheir challenged the proposed division of the property.
یکی از وارثان مشترک به تقسیم پیشنهادیِ ملک اعتراض کرد.
نکتهٔ کاربردی
بهشکل co-heir هم نوشته میشود. وارثبودنِ چند نفر لزوماً به این معنا نیست که سهمهای برابری دریافت میکنند.
