واژه یا عبارتی که بهتازگی ساخته و وارد زبان شده است.
مثالهای طبیعی
The phrase became a popular coinage during the campaign.
این عبارت در طول کارزار به واژهسازیِ محبوبی تبدیل شد.
Editors recorded several recent coinages.
ویراستاران چند واژهٔ نوساختهٔ تازه را ثبت کردند.
That memorable coinage originated in her first novel.
آن تعبیرِ نوساخته و بهیادماندنی نخست در رمان اول او به کار رفت.
نکتهٔ کاربردی
coinage of a word به عمل ساخت واژه اشاره دارد؛ a coinage میتواند خودِ واژهٔ ساختهشده باشد.
