همزمان با رویداد یا دورهای دیگر رخ دادن
مثالهای طبیعی
The conference coincides with the start of the academic year.
کنفرانس با آغاز سال تحصیلی همزمان میشود.
Our visit coincided with a major public festival.
سفر ما با یک جشنوارهٔ عمومی بزرگ مصادف شد.
The eclipse will coincide with sunrise in several regions.
در چند منطقه، خورشیدگرفتگی با طلوع خورشید همزمان خواهد شد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی مربوط به زمانبندی است و مفعول مستقیم نمیگیرد.
