معنی ۱neutral · 95%
شخصی که با او کار میکنی
مثالهای طبیعی
A colleague helped me finish the report.
یکی از همکارانم به من کمک کرد گزارش را تمام کنم.
This is my colleague from the sales team.
این همکار من از تیم فروش است.
Several colleagues joined us for lunch.
چند همکار برای ناهار به ما پیوستند.
نکتهٔ کاربردی
از colleague برای شخص دیگری استفاده کن که با تو کار میکند.
ترکیبهای رایج
— شخصی که با او کار میکنی

