معنی ۱neutral · 88%
گروهی از اشیا که گردآوری شدهاند، اغلب به این دلیل که به هم شباهت دارند
مثالهای طبیعی
She has a large collection of stamps.
او مجموعهٔ بزرگی از تمبرها دارد.
The museum owns several art collections.
موزه چند مجموعهٔ هنری در اختیار دارد.
His collection includes rare travel books.
مجموعهٔ او شامل کتابهای کمیاب دربارهٔ سفر است.
نکتهٔ کاربردی
برای نام بردن از اشیای گردآوریشده، از `collection of + plural noun` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— گروهی از چیزهای مشابه که گردآوری شدهاند

