وابسته به کالج یا دانشگاه، دانشجویان یا فعالیتهای سطح دانشگاهی.
مثالهای طبیعی
Collegiate sports attract huge audiences in some states.
ورزشهای دانشگاهی در برخی ایالتها تماشاگران بسیار زیادی دارند.
Her collegiate career ended with a championship.
دوران ورزش دانشگاهی او با قهرمانی به پایان رسید.
The event is collegiate rather than professional.
این رویداد در سطح دانشگاهی است، نه حرفهای.
نکتهٔ کاربردی
collegiate لزوماً به معنای رابطهٔ دوستانه میان همکاران نیست؛ آن معنی به collegial مربوط است.
