حادثهای که در آن اشیای در حال حرکت یا وسایل نقلیه با شدت به یکدیگر برخورد میکنند
مثالهای طبیعی
A collision between two lorries blocked the motorway.
برخورد میان دو کامیون بزرگراه را مسدود کرد.
The vessel avoided a collision with the fishing boat.
کشتی از برخورد با قایق ماهیگیری جلوگیری کرد.
Night-time collisions increased during the winter months.
تصادفهای شبانه در ماههای زمستان افزایش یافت.
نکتهٔ کاربردی
برای وسایل نقلیه یا اجسام متحرک، `collision` بر خودِ برخورد تأکید میکند.
