واژه یا عبارتی که در گفتوگوی غیررسمی روزمره رایج است، نه در نوشتار رسمی.
مثالهای طبیعی
The character uses a regional colloquialism in every chapter.
این شخصیت در هر فصل یک تعبیر محاورهایِ محلی به کار میبرد.
The editor removed several colloquialisms from the report.
ویراستار چند عبارت محاورهای را از گزارش حذف کرد.
That colloquialism sounds natural among close friends.
آن تعبیر محاورهای در میان دوستان صمیمی طبیعی به گوش میرسد.
نکتهٔ کاربردی
محاورهایبودن لزوماً به معنای غلط یا توهینآمیزبودن نیست؛ ممکن است عبارت صرفاً برای متن رسمی مناسب نباشد.
