پنهانی با دیگران همکاریکردن تا کسی را فریب دهند یا مزیت ناعادلانهای به دست آورند.
مثالهای طبیعی
Several suppliers colluded to raise their prices.
چند تأمینکننده برای افزایش قیمتهایشان تبانی کردند.
The official allegedly colluded with a bidder.
ادعا شد آن مقام با یکی از شرکتکنندگان در مناقصه تبانی کرده است.
Managers were accused of colluding in the fraud.
مدیران به همدستی در آن تقلب متهم شدند.
نکتهٔ کاربردی
collude معمولاً بر پنهانکاری، تخلف یا رفتار ناعادلانه دلالت دارد، اما cooperate واژهای خنثی است.
