همکاری پنهانی میان افراد یا سازمانها برای فریب دیگران یا انجام کاری ناعادلانه.
مثالهای طبیعی
Investigators found evidence of collusion between several companies.
بازرسان شواهدی از تبانی میان چند شرکت پیدا کردند.
The league denied any collusion over player contracts.
آن لیگ هرگونه تبانی دربارهٔ قرارداد بازیکنان را رد کرد.
Their collusion prevented smaller businesses from competing fairly.
تبانی آنها مانع رقابت منصفانهٔ کسبوکارهای کوچکتر شد.
نکتهٔ کاربردی
این واژه معمولاً با between یا with و در بافت رفتار خلافقاعده میآید، نه برای کار گروهی معمول.
