معنی ۱neutral · 85%
افسر ارشد ارتش که درجهاش در بسیاری از نیروهای مسلح بالاتر از سرهنگ دوم است.
مثالهای طبیعی
The colonel addressed the new recruits.
سرهنگ با سربازان تازهوارد صحبت کرد.
She was promoted to colonel last year.
او سال گذشته به درجهٔ سرهنگی ارتقا یافت.
An experienced colonel led the operation.
سرهنگی باتجربه عملیات را رهبری کرد.
نکتهٔ کاربردی
هنگام استفاده از Colonel بهعنوان عنوان پیش از نام فرد، حرف اول را بزرگ بنویسید؛ پس از promoted to برای بیان درجه معمولاً حرف تعریف نمیآید.
