کشور یا سرزمینی که تحت کنترل و حکومت کشور دیگری است
مثالهای طبیعی
The island became a colony in the nineteenth century.
این جزیره در قرن نوزدهم به یک مستعمره تبدیل شد.
The colony gained independence after years of political pressure.
مستعمره پس از سالها فشار سیاسی استقلال یافت.
Several colonies demanded greater control over local government.
چند مستعمره خواستار کنترل بیشتری بر حکومت محلی شدند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بیشتر در بحثهای تاریخی و سیاسی به کار میرود.

