معنی ۱neutral · 86%
دارای رنگ، نه صرفاً سفید یا بیرنگ
مثالهای طبیعی
The children used coloured pencils.
کودکان از مدادرنگی استفاده کردند.
The windows were brightly coloured.
پنجرهها رنگهای زنده و درخشانی داشتند.
She wore a dark-coloured jacket.
او کت تیرهرنگی به تن داشت.
نکتهٔ کاربردی
`Coloured` اغلب با یک قید یا عبارتی که رنگ را توصیف میکند، ترکیب میشود.
ترکیبهای رایج
— دارای رنگهای زنده و درخشان

