معنی ۱neutral · 90%
اسب نر جوان، بهویژه اسبی که هنوز کاملاً بالغ نشده است
مثالهای طبیعی
The colt followed its mother across the field.
کرهاسب نر در سراسر مزرعه دنبال مادرش رفت.
A restless colt stood beside the stable gate.
کرهاسب نر بیقراری کنار در اصطبل ایستاده بود.
Three colts trained together before the race.
سه کرهاسب نر پیش از مسابقه با هم تمرین کردند.
نکتهٔ کاربردی
colt کرهاسب نر و filly کرهاسب ماده است. foal واژهای کلی برای کرهاسب از هر دو جنس است.
