معنی ۱neutral · 90%
نویسندهای که بهطور منظم یک ستون نامدار یا تکرارشونده برای روزنامه، مجله یا وبسایت مینویسد
مثالهای طبیعی
She is a political columnist for a national newspaper.
او ستوننویس سیاسی یک روزنامهٔ سراسری است.
Several columnists criticized the proposed media restrictions.
چند ستوننویس از محدودیتهای پیشنهادی رسانهای انتقاد کردند.
The columnist writes weekly about technology and society.
این ستوننویس هر هفته دربارهٔ فناوری و جامعه مینویسد.
نکتهٔ کاربردی
ستوننویس معمولاً تحلیل یا نظر تکرارشونده ارائه میکند، نه گزارش عمومی خبر.
