میزان توانایی یک ماده برای آتشگرفتن و سوختن.
مثالهای طبیعی
Inspectors considered the combustibility of the wall panels.
بازرسان قابلیت سوختنِ پنلهای دیواری را بررسی کردند.
Dry weather increased the combustibility of fallen leaves.
هوای خشک قابلیت آتشگرفتنِ برگهای ریختهشده را افزایش داد.
Lower combustibility made the new insulation safer.
قابلیت احتراق کمتر، عایق جدید را ایمنتر کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
در بحث مواد، خطر آتشسوزی و ایمنی رایج است و معمولاً به شکل جمع به کار نمیرود.
