به شیوهای که از نظر جسمی خوشایند باشد و ناراحتی ایجاد نکند.
مثالهای طبیعی
We traveled comfortably in the new train.
با قطار جدید بهراحتی سفر کردیم.
I slept comfortably despite the heat.
با وجود گرما راحت خوابیدم.
She sat more comfortably in the larger chair.
او روی صندلی بزرگتر راحتتر نشست.
نکتهٔ کاربردی
Comfortably چگونگی انجام یک کار را توصیف میکند؛ بعد از feel یا be باید صفت comfortable بیاید.
