معنی ۱neutral · 88%
با هدف خنداندن مردم یا دارای اثری طنزآمیز
مثالهای طبیعی
The actor brings comic energy to the tense scene.
بازیگر به صحنهٔ پرتنش انرژی طنزآمیزی میدهد.
His timing is comic without becoming silly.
زمانبندی او خندهدار است بیآنکه مسخره شود.
The second scene is more comic than the first.
صحنهٔ دوم از صحنهٔ اول طنزآمیزتر است.
نکتهٔ کاربردی
`Comic` اغلب طنز را در اجرا، نوشتار یا یک موقعیت خاص توصیف میکند.
ترکیبهای رایج
— نتیجهای خندهدار که در یک صحنه یا موقعیت ایجاد میشود
