مراسم یا اقدام عمومی برای گرامیداشتِ یاد شخص یا رویدادی مهم.
مثالهای طبیعی
A public commemoration attracted hundreds of local residents.
در یک مراسم بزرگداشت عمومی صدها نفر از ساکنان محل شرکت کردند.
Families attended the annual commemoration of the disaster.
خانوادهها در مراسم سالانهٔ یادبود فاجعه حضور یافتند.
Commemoration of the victims remains important to survivors.
گرامیداشتِ یاد قربانیان همچنان برای بازماندگان اهمیت دارد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی از رویدادی مشخص سخن میگوییم a commemoration به کار میرود؛ commemoration بدون حرف تعریف میتواند به عملِ بزرگداشت بهطور کلی اشاره کند.
