معنی ۱formal · 90%
فعالیت خریدوفروش کالا و خدمات، بهویژه در مقیاس گسترده
مثالهای طبیعی
Digital platforms have transformed international commerce.
پلتفرمهای دیجیتال تجارت بینالمللی را دگرگون کردهاند.
The river once supported commerce between neighboring cities.
این رودخانه زمانی از تجارت میان شهرهای همسایه پشتیبانی میکرد.
New regulations could slow cross-border commerce.
مقررات جدید ممکن است تجارت فرامرزی را کند کند.
نکتهٔ کاربردی
`Commerce` از `shopping` گستردهتر و رسمیتر است و اغلب به نظامها و فعالیتهای تجارت اشاره دارد.
