معنی ۱neutral · 88%
آگهیای که از تلویزیون یا رادیو پخش میشود
مثالهای طبیعی
The programme stopped for a commercial.
برنامه برای پخش یک آگهی تبلیغاتی متوقف شد.
The company produced three television commercials.
شرکت سه آگهی تبلیغاتی تلویزیونی تولید کرد.
A short commercial played between songs.
بین ترانهها یک آگهی تبلیغاتی کوتاه پخش شد.
نکتهٔ کاربردی
`Commercial` در این معنی تبلیغاتی قابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— آگهی تبلیغاتی تلویزیونی

