commission
A1اسم/US /kəmˈɪʃən/ kəm-ĬSH-ən; UK /kəmˈɪʃən/ kəm-ĬSH-ən/
کمیسیون، حقالعمل کار، کارمزد
JadoLearn Dictionary
معنی commission به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
کمیسیون، حقالعمل کار، کارمزد
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
تهمت، مطالبه هزینه، اتهام
سند عندالمطالبه
مجوز، صاحب نظر، واردبکار
دفتر، منصب، معاونت
امانت، اعتماد کردن، اعتماد داشتن
اختیار دادن، تنفیذ کردن
قدرت دادن، نیرومند کردن، وکالت دادن
هیچکدام؛ هیچکس؛ هیچ
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
کنش، عمل، فعل
مخاطب قرار دادن، سرخط، نشانی
پیش افتادن، پیشرفت کردن، جلو افتادن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.